اين عكس متعلق به29/8/85 ودقيقاثانيه اي بعد از تولدته ساعت6.10 صبح روز 3شنبه يه روز پاييزي و شروع اولين برف پاييزي اون سال ودقيقا با صداي الله اكبر اذان صبح چشماي سياه و نازت و به اين دنيا باز كردي و فورا بدون اين كه بزارن خوب ببينمت بردنت بخش اطفال و بستريت كردن اخه كوشمولوي مامان افت قند گرفته بود. اي شيكمو تو دل مامان هي قند خوردي كه اومدي بيرون بهت سرم قندي زدن تا4 روز .مامان خيلي راحت بودم از بابت شما چون ماشاا... 3900 وزنت و57سانت قدت بودوراحت ميتونستم بغلت كنم .توبهترين هديه برا مابودي يه بركت يه تاج سر همه از ديدنت كف كرده بودن مامان جون هي قايمت ميكرد تو پتو تا چشمت نزنن.عروسكم كاش بدوني چقدر دوست دارم.چقدر دلواپس...