پارميسپارميس، تا این لحظه: 19 سال و 11 ماه و 3 روز سن داره

همه ی وجودمونی

محبتام براتو گلم.....منو تنها نزار

کودک که بودم وقتی زمین میخوردم مادرم مرا میبوسید.تمام دردهایم یادم میرفت. دیروز وقتی زمین خوردم دردم نیامد. اما...../ به جاش تمامی بوسه های مادرم یادم آمد.                                                                     عزيز دل مامان پارميس قشنگم.فكرن...
4 ارديبهشت 1391

عروسك دردونه خونه ما

فرشته كوچولو سلام: مامانو ببخش كه اين روزا كمتر برات مينويسم.مامانم خيلي مشغولم ولي هميشه عاشقتم ديوونه وار.ميخوام از مهربونيات بگم.ازشيرين زبونيات بگم.دختر گلم بااين كوچيكيت مثل يه ادم بزرگ درك وفهم داري تا مامان سرش درد ميگيره تواز حال خودت بيخود ميشي بازي روول ميكني ودنبال قرص واسه مامان ميگردي وباآن دستاي كوچولوت كيف قرص وميكشي مياري تا كمكم كني.اميدوارم هميشه اين مهربوني رو داشته باشي ومامانو تو پيري تنها نزاري.يه وقتايي كه نگات ميكنم باورم نميشه اون بچه كوچولوي ديروز الان مثل يه اهوي زيبا جلوم قد علم كرده.نميدوني ماماني وقتي ميبينمت چه حسي دارم هميشه نگرانتم.هميشه غصه دارم كه نكنه بزرگ شدي به اونجايي كه ميخوام نرسي.اون هوش سرشارت ...
25 آذر 1390

سفرمشهدوتولد5سالگي

عزيزكم سلام: امسال تولد قشنگ5سالگيت وتومشهدگرفتيم خيلي خوشحال بودي وبابا هم برات يه ميكروسكوپ خريد منم كه هديه ات رو خونه زودتر بهت دادم  گلكم ديگه وقت نشد كه برات تبريك بزارم تو وبت ببخشيد اخه اين روزا خيلي درگيريم .يه پامون تهران يكي كرجه.به هرحال نانازم5 سالگيت مبارك.دوست داريم هردومون وعاشقانه پرستشت ميكنم   ...
25 آذر 1390

همه خوشحاليم

عزيز نازنينم سلام/ نميدوني چقدر خوشحالم.21جواب ام ار اي را گرفتم داشتم از دلشوره ميمردم از بيمارستان تا خونه مامان جون هزار بار مردم .تا رسيدم فوري به دايي علي زنگ زدم تا جواب وبراش بخونم خداروشكر گفت يه توده بافت نرم خوشخيمه وموردي نداره قسمش دادم يه وقت دروغ نگه بازم دلم رضانشد زنگ زدم واسه عموفريدت اونم كه گفت چيزي نيست خيالم راحت شد حالا خوشحالم بايه كم اضطراب برا عملت البته به دكترت ايمان دارم چون هم فوق تخصص هم دايي تاييدش ميكنه.فرداشم به دكتر نشون دادم و15/4 نوبت عمل برات گذاشت كه انشاالله به خوبي رفع بشه....دوست دارم مامانم   عکسهای قبل وبعد عملت   ...
21 آذر 1390

مسابقه نی نی ومحرم

حسين جان ثارالله ...         اقاجونم:اين بچه5سال سقاي روزاي شهادتت بودهميشه همراه وپشتيبانش باش.براش نذر كردم تاآخر عمرشم هميشه سياه پوش عذات باشه...     ...
10 آذر 1390

زيباترين خواب كودكيت

بخواب عزيزم هميشه اروم بخواب الهي هرگزهرگز غم به دلت نشينه واروم زندگي كني دلم ميخواد بميرم ولي ثانيه اي رنج وغمت ونبينم مامان فداي ثانيه هاي عمرت گل مامان دوست دارم هميييييشه   ...
14 آبان 1390

دلنگرونتم نفسم

عزیزدل مامان دارم از غصه میمیرم قربون اون صورت مثل ماهت برم.گلکم دیروز بردمت دکتر واسه دستت دکتر فرستاده ام ار ای داریم ازغصه دق میکنیم  منوبابافرشید برات نذرکردم چیزی نباشه دکتر گفت توده است وباید تخلیه بشه اگه خدایی نکرده تو چیزیت بشه مامان میمیره دارم برات مینویسم و اشک میریزم ای خدااخه دلت میاد چشمای مشکی براقش وببین چقدر معصومه... هرکسی به دل ما سرزد برا بچم دعا کنه بابا انقدر گریه کرده داره دیوونه میشه ...
14 آبان 1390